دانلود پاسخنامه های تشریحی سئوالات کارشناسی ارشد وزارت بهداشت سال ۹۲

دانلود پاسخنامه های تشریحی سئوالات کارشناسی ارشد وزارت بهداشت سال ۹۲

دانلود سوالات کارشناسی ارشد وزارت بهداشت سال 92

مشاهده کلیدنهایی کارشناسی ارشد وزارت بهداشت سال 93-92

 

اطلاعیه

با سلام و خسته نباشید

از تمامی دوستانی که روز پنجشنبه و جمعه آزمون کارشناسی ارشد وزارت بهداشت دادند خواهشمندیم تمامی سوالات مربوط به رشته خودشان را به صورت کامل برای ما  ایمیل نمایند تا هر چه سریعتر پاسخنامه تشریحی سوالات در وب سایت قرار گیرد.

ایمیل:

bahri.mosa@yahoo.com

    or  

 bahri.mosa@gmail.com

نام درس

 نام استاد

 منابع پاسخ گویی

درس میکروب شناسی رشته ایمنی شناسی پزشکی

 مجتبی کشفی

 معرفی شده

معرفی جزوات

درس میکروب شناسی رشته ویروس شناسی پزشکی

مجتبی کشفی

 معرفی شده

معرفی جزوات

درس میکروب شناسی رشته انگل شناسی پزشکی

مجتبی کشفی

 معرفی شده

معرفی جزوات

درس میکروب شناسی رشته بیوتکنولوژی پزشکی

درس میکروب شناسی رشته بیوتکنولوژی پزشکی( پاسخنامه نهایی)

مجتبی کشفی

 

 معرفی شده

معرفی جزوات

درس میکروب رشته میکروب شناسی پزشکی

مجتبی کشفی

معرفی شده

معرفی جزوات

درس زیست شناسی سلولی و مولکولی رشته بیوتکنولوژی پزشکی

موسی بهری

معرفی شده

معرفی جزوات

درس زیست شناسی سلولی و مولکولی رشته ژنتیک پزشکی

موسی بهری

معرفی شده

معرفی جزوات

درس زیست شناسی سلولی و مولکولی رشته ایمنی شناسی پزشکی(عین ژنتیک)

موسی بهری

معرفی شده

معرفی جزوات

درس زیست شناسی سلولی و مولکولی رشته خون شناسی پزشکی(عین ژنتیک)

موسی بهری

معرفی شده

معرفی جزوات

درس زیست شناسی سلولی و مولکولی رشته رادیوبیولوژی و حفاظت پرتوی

موسی بهری

معرفی شده

معرفی جزوات

درس شیمی عمومی رشته بیوتکنولوژی پزشکی

 هادی مفید

معرفی شده

معرفی جزوات

درس شیمی عمومی رشته نانوتکنولوژی پزشکی

هادی مفید

معرفی شده

معرفی جزوات

سوالات کارشناسی ارشد رادیوبیولوژی و حفاظت پرتوی(جدید)

پاسخنامه تشریحی(به زودی)

معرفی شده

معرفی جزوات

درس ژنتیک پزشکی سال 92(جدید)

روح اله مرادپور

معرفی شده

معرفی جزوات

درس میکروب دکترای میکروب شناسی 92 (جدید)

مجتبی کشفی

معرفی شده

معرفی جزوات

درس بیوشیمی رشته های نانو و بیوشیمی بالینی(به زودی)

هاشم یعقوبی

معرفی شده

معرفی جزوات

توجه:

از دوستان داوطلب کارشناسی ارشد رشته های بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی ( مهندسی بهداشت حرفه ای- حشره شناسی- سم شناسی) خواهشمند است با دانلود فصل اول کتاب ضروریات شیمی عمومی مبحث شیمی آلی نظرشان را در مورد این فصل به ما جمیل یا به صورت کامنت در این وبلاگ ارسال دارند.

- در مورد این که، این کتاب تا چه حدی می تواند به صورت زبانی سلیس و روان مطالب را برای داوطلبان مبتدی و... بازگو کند.

- آیا این کتاب ارزش چاپ شدن دارد یا نه؟

دانلود

خواهشاْ حتما کامنت بگذارید

داوطلبان عزیز می توانند نظر خودشان را در مورد چاپ قبل عید ۱۳۹۳ این کتاب به دلیل این که زودتر به دست مخاطبان برسد با انتشارات اطمینان( آقای اطمینان) اعلام دارند.

آدرس: تهران- خیابان جمهوری- خیابان سلیمانیه- پلاک ۴۱- واحد اول

تلفن:۰۲۱۶۶۵۶۲۲۴۷

ایمیل انتشارات:

etminanpublication@yahoo.com

ادامه نوشته

تمایز بین ساختار  DNA و ساختار RNA

تمایز بین ساختار  DNA و ساختار RNA

ساختارهای سنجاق سری ممکن است در توالی های دوسرخوانای (پالیندرومیک) تک رشته های RNA و DNA ایجاد گردد. تفاوت ساختار مارپیجی یک سنجاق سر بلند RNA که همه بازها در آن باهم جفت شده اند (به جز در انتهای آن ) با ساختار مارپیچی سنجاق سر مشابه در DNA چیست؟

 جواب: مارپیچ RNA دارای کانفورماسیون A و مارپیچ DNA عموماً دارای کانفورماسیون B است.

 

 

 

متیونین فقط یک کدون دارد

متیونین فقط یک کدون دارد

متیونین یکی از دو  اسیدآمینه ای است که فقط یک کدون دارد. چگونه کدون منفرد متیونین، هم ریشه متیونین آغازگر و هم ریشه های متیونین داخل پلی پپتید سنتز شده توسط اشریشاکولی را مشخص می نماید؟

جواب:

دو tRNA برای متیونین موجود است:

tRNAfMet که tRNA آغازگر است و tRNAMet که قادر است یک واحد متیونین را در داخل ساختار یک پلی پپتید قرار دهد.

تنها fMet-tRNAfMet است که توسط فاکتور آغاز کننده IF2 مورد شناسایی قرار گرفته و به AUG آغازگر موجود در جایگاه P ریبوزوم، در کمپلکس آغازکننده متصل می گردد.

کدون های AUG موجود در داخل ساختار mRNA تنها قادرند که به Met-tRNAMet اتصال یابند.

پردازش RNA

پردازش RNA

در صورت متوقف شدن پیرایش mRNA در سلول مهره داران، واکنش های تغییر rRNA نیز متوقف می شود، چرا؟

بسیاری از snoRNAها، که برای اصلاحات mRNA مورد نیاز می باشند، در اینترون ها کد می شوند. در صورتی که فرآیند پیرایش صورت نگیرد، snoRNAها تولید نمی شوند.

سنتز کلاهک انتهای 5َ در mRNAهای یوکاریوتی

سنتز کلاهک انتهای 5َ در mRNAهای یوکاریوتی

توضیح شکل: انتهای 5َRNA نوظهر دارای یک 5َ تری فسفات از NTP آغازی است. در اولین مرحله کلاهک گذاری فسفات گاما حذف شده و فسفات آلفا و بتا (نارنجی) باقی می مانند. فسفات سوم پیوند 5َ-5َ تری فسفات مشتق شده فسفا آلفای GTP دهنده گوانین حاصل می شود، s- آدنوزیل متیونین (S-Ado-Met) ، دهنده گروه متیل برای متیلاسیون کلاهک گوانین و ریبوزهای اول و دوم mRNA است.

رونویسی در پروموتر RNA پلی مراز II

رونویسی در پروموتر RNA پلی مرازII

هنگامیکه پروتئین اتصالی  (TBP) TATA به جعبه TATA متصل گردد، تشکیل کمپلکس بسته آغاز می شود( مرحله 1). در پروموترهای فاقد جعبه TATA، TPP  به عنوان جزئی از یک کمپلکس چندزیرواحدی TFIID وارد واکنش می شود.(در شکل نشان داده نشده). TBP به نوبه خود به عامل رونویسی TFIIB اتصال می یابد متصل می یابد که در دو طرف TBP به DNA نیز متصل می شود. اتصال TFIIA همراه با TFIIB، می تواند کمپلکس TFIIB-TBP را بر روی DNA تثبیت کند. TFIIB اتصال مهمی باRNA  پلیمراز II ایجاد می کند و کمپلکس TFIIB-TBP به کمپلکس دیگری متشکل از TFIIF و پلیمراز II اتصال می یابد. TFIIF از طریق برهمکنش با TFIIB و نیز کاهش اتصال پلیمراز به جایگاه های غیراختصاصی بر روی DNA، به اتصال Pol II بر روی پروموتر کمک می کند. در نهایت، با اتصالTFIIE و TFIIH، کمپلکس بسته تشکیل می گردد. TFIIH دارای فعالیت هلیکازی بوده و سبب باز شدن DNA در نزدیکی نقطه شروع RNA می شود که این فرآیند نیازمند هیدرولیز ATP است. بدین ترتیب کملکس باز تشکیل می گردد( مرحله‚2).

TFIIH همچنین دارای عملکرد دیگری در جریان مرحله شروع می باشد. بدین معنی که فعالیت کینازی یکی از زیرواحدهای آن سبب فسفریلاسیون Pol II در موقعیت های متعدد در CTD می گردد. چندین پروتئین کیناز دیگر، از جمله کیناز وابسته به سیکلین 9 (CDK9) نیز که بخشی از کمپلکس عامل طویل سازی رونویسی مثبت b (pTEFb) می باشد، CTD را فسفریله می کنند. این فسفریلاسیون عمدتاً بر روی ریشه های سرین موجود در توالی تکراری CTD انجام می شود.این امر سبب تغییر کانفورماسیون در کل کمپلکس و در نتیجه شروع رونویسی می گردد.

فسفریلاسیون CTD در مرحله طویل سازی نیز مهم بوده و با پیشرفت رونویسی وضعیت فسفریلاسیون CTD تغییر می کند. در طی سنتز70-60 نوکلئوتید اولیه RNA، ابتدا TFIIE و سپس TFIIH رها شده و Pol II وارد مرحله طویل سازی رونویسی می گردد. در طول طویل سازی، TFIIF به صورت متصل به Pol II باقی می ماند. در طی این مرحله، فعالیت پلیمراز توسط پروتئین هایی که فاکتورهای طویل سازی نام دارند، به مقدار زیادی افزایش می یابد. (نظیر؛ ELL,pTEFb,SII(TFIIS),Elongin(SIII)). فاکتورهای طویل سازی که برخی از آنها به CTD فسفریله متصل می شوند، مانع توقف فرآیند رونویسی گشته و برهمکنش های موجود بین کمپلکس های پروتئینی دخیل در پردازش بعد از رونویسی mRNA را هماهنگ می کنند. به محض تکمیل رونوشت RNA، رونویسی خاتمه می یابد. Pol II دفسفریله شده و از طریق چرخه ای جدید، آماده شروع رونوشت دیگر می گردد.( مراحل3 ƒ تا 5…)

 

خاتمه رونویسی در پروکاریوت ها

خاتمه رونویسی در پروکاریوت ها

خاتمه رونویسی در پروکاریوت ها به دو روش زیر اتفاق می افتد.

(a) خاتمه رونویسی غیر وابسته به ρ:

اکثر خاتمه دهنده های غیروابسته بهρ دارای دو ویژگی مشخص هستند.

ویژگی اول: وجود ناحیه ای است که RNA رونویسی شده از آن دارای توالی های مکمل خود می باشد و این توالی ها امکان تشکیل یک ساختمان سنجاقی شکل را فراهم می سازند که در فاصله 20-15 نوکلئوتید مانده به انتهای برآمده رشته RNA قرار می گیرد.

ویژگی دوم: این خاتمه دهنده ها وجود ردیف بسیار حفاظت شده ای از سه ریشه آدنین (A) در رشته الگو می باشد که به صورت ریشه های یوراسیل (U) در نزدیک انتهای 3َ ساختمان سنجاقی شکل رونویسی می گردند.

هنگامیکه RNA پلیمراز به یک جایگاه خاتمه با چنین ساختمانی می رسد، متوقف می شود. تشکیل ساختمان سنجاقی شکل در RNA منجر به گسیخته شدن جفت بازهای A=U متعدد در قطعه هیبرید RNA-DNA می شود که ممکن است سبب از بین رفتن برهمکنش های مهم بین RNA و RNA پلیمراز شده و جداشدن رونوشت را تسهیل کند.

(b) خاتمه رونویسی وابسته به ρ:

این خاتمه دهنده ها فاقد توالی ریشه های تکراری A در رشته الگو می باشند، اما معمولاً حاوی یک توالی غنی از CA می باشند که عنصر rut نامیده می شود. پروتئین ρ به جایگاه های اتصالی اختصاصی در RNA اتصال پیدا کرده و در جهت 3َ→5َ حرکت می کند تا به کمپلکس رونویسی متوقف شده در یک جایگاه خاتمه برسد. در اینجا پروتئین ρ به رهاسازی رونوشت RNA کمک می کند. پروتئین ρ دارای فعالیت RNA-DNA هلیکازی وابسته به ATP بوده که سبب جابجابی این پروتئین در طول RNA می گردد. در طی فرآیند خاتمه، ATP توسط پروتئین ρ هیدرولیز می شود.

 انیمیشن یک

ایمیشن دوم

انیمیشن سوم

 

کونژوگاسیون در مهندسی ژنتیک

کونژوگاسیون در مهندسی ژنتیک

موسی بهری

کانژوگاسیون (انتقال پذیری) پلاسمیدها

منابع:

میکروب شناسی زینسر

میکروب شناسی جاوتز

میکروب شناسی مورای

میکروب شناسی واکر

کلون سازی ژن ها و آنالیز دی ان ا

ژنوم ۳

 دانلود فیلم 

ù  پلاسمیدها در دو گروه قرار دارند: کونژوگه و غیرکونژوگه

ù پلاسمیدهای انتقال پذیر با داشتن توانایی کانژوگاسیون ( انتقال= هم یوغی) جنسی بین سلول های باکتریایی مشخص می شوند.

ù کانژوگاسیون جنسی فرآیندی است که موجب گسترش یک پلاسمید انتقال پذیر از یک سلول به سلول های دیگر در یک کشت باکتریایی می شود.

ù کانژوگاسیون و انتقال یک پلاسمید توسط یک سری از ژن های انتقال (Transfer) یا ژن های tra کنترل می شود که روی یک پلاسمید انتقال پذیر وجود دارد، ولی در انواع غیرقابل انتقال وجود ندارند.

ù یک پلاسمید غیرقابل انتقال (غیرکونژوگه ای)  ممکن است در شرایطی که همزمان، همراه با یک پلاسمید انتقال پذیر در یک سلول وجود داشته باشد، همراه با آن انقال پیدا کند.

فاکتور R

پلاسمیدهای مربوط به مقاومت باکتری ها در برابر داروها هستند.

 انواع فاکتورهای R

l فاکتورهای R کونژوگاتیو ( انتقال پذیر)

فاکتورهای R که قادر به انتقال بین باکتری ها از طریق کونژوگاسیون هستند.

l فاکتورهای R  غیرکونژوگاتیو

فاکتورهای R که از طریق ترانسفورماسیون یا ترانس داکسیون منتقل می شوند.

l مقاومت چند دارویی

تقریباً همیشه ناشی از حضور پلاسمیدهای مقاومت داروئی یا فاکتورهای R است که یکی از مشکلات عمده عفونت های بیمارستانی می باشد.

l پلاسمید R به سرعت در شرایط  برخورد با آنتی بیوتیک ظاهر می شود. تقریباً هر داروئی که مورد استفاده قرار گیرد توسط پلاسمید R ( فاکتور R) می تواند غیرفعال شود.

پلاسمید R شامل دو ناحیه است:

l ناحیه شاخص r (r- determinant)

این ناحیه حاوی ژن های مقاومت داروئی است.

l ناحیه فاکتور انتقال مقاومت (RTF) یا فاکتور باروری ( فاکتور F)

ù حاوی ژن های شرکت کننده در انتقال کونژوگه ای ( ژن های tra) است و توسط ترانسپوزیسیونی که در ژن های مقاومت داروئی اتفاق افتاده است کسب شده اند.

ù  اتصال شاخص r به RTF از طریق توالی های الحاقی (IS) می باشد.

ù فاکتور RTF، فاکتور الحاق به فاکتور F کونژوگاسیون است.

ù OriT درRTF است.

ù پلاسمید R1 یک فاکتور R شاخص است که در ابتدا حاوی یک فاکتور F و Tn4 است، Tn4 حاوی ژن های مقاومت به استرپتومایسین و سولفانامید ها است. Tn4 با اضافه شدن Tn3 تغییر می کند. Tn3 حاوی ژن های مقاومت به آمپی سیلین است. در انتهای این ژن ها، سه ژن غیر ترانسپوزونی مقاومت به کلرامفنیکل و کانامایسین و نئومایسین قرار دارند. هر باکتری دریافت کننده این  پلاسمید به داروهای نام برده شده مقاومت خواهند داشت.

ù در باکتری های گرم منفی، فاکتورهای R از طریق کونژوگاسیون بین باکتری های با ارتباط دور از هم انتقال می یابند.

ù در استافیلوکک ها، فاکتور R به طور ترجیحی به جای انتقال از طریق کونژوگاسیون، از طریق ترانس داکسیون انتقال می یابند.

باکتری های گرم مثبت حاوی پلاسمیدهای انتقال پذیر عبارتند از:

l باسیلوس ها

l کلستریدیوم ها

l استرپتوکک ها

l استرپتومایسس ها

 سازگاری پلاسمیدها compatibility

m پلاسمیدهای سازگار

دو پلاسمیدی سازگار هستند که بتوانند به طور همزمان در یک سلول معین باکتری حضور داشته باشند. این پلاسمیدها معمولاً هیچ ارتباطی با هم ندارند.

m پلاسمیدهای ناسازگار

ù دو پلاسمیدی که به طور همزمان نمی توانند در یک باکتری حضور داشته باشند. ناسازگاری معمولاً در ارتباط با تنوع در یک پلاسمید معین و اغلب در پلاسمیدهای در ارتباط نزدیک با هم می باشد.

ù  ناسازگاری ماحصل همانندسازی و جدا شدن پلاسمیدها است.

ù پلاسمید F یکی از اعضای گروه ناسازگاری FI  است.

گروه بندی پلاسمیدها

l پلاسمیدهای باروری یا F  (Fertility or F plasmids )

که فقط ژن های tra را حمل می کنند و هیچ ویژگی دیگری علاوه بر توانایی انتقال پذیری پلاسمیدها را ندارند. (مثال: پلاسمید F در E.coli)

l پلاسمیدهای مقاومت یا R (Resistance or R plasmids )

ù ژن هایی را حمل می کنند که باکتری میزبان را در مقابل یک یا چند عامل ضدباکتریایی مثل کلرامفنیکل، آمپی سیلین، جیوه مقاوم می نمایند.

ù پلاسمیدهای  Rدر میکروبیولوژی بالینی اهمیت زیادی دارند، زیرا گسترش آن ها در میان جمعیت های طبیعی باکتری ها می تواند عواقب خطرناکی در درمان عفونت های باکتریایی داشته باشد. از جملة این پلاسمیدها می توان به  RP4 اشاره کرد که به طور معمول در سودوموناس یافت می شوند، اما در بسیاری از باکتری های دیگر نیز وجود دارد.

l پلاسمیدهای Col  (Col plasmids )

ù کلی سین ها را کد می کنند.

ù کلی سین ها، پروتئین هایی هستند که باکتری های دیگر را می کشند.

ù از این پلاسمیدها می توان  ColE1  را در E.coli نام برد.

l پلاسمیدهای تجزیه کننده (Degradative plasmids )

ù توانایی تجزیه مولکول های غیر معمولی مثل تولوئن و اسیدسالیسیلیک را به باکتری میزبان می دهد.

ù پلاسمید TOL در سودوموناس پوتیدا، مثال خوبی است.

l پلاسمیدهای ویرولانس (بیماری زا) (Virulence plasmids)

 

قدرت بیماری زایی را به باکتری میزبان می دهند.

مانند پلاسمید Ti اگروباکتریوم تومه فاشینس که بیماری گال  (crown gall)را در گیاهان دو لپه ای (dicotyledonous plants ) ایجاد می کند.

ادامه مطلب را باهم بخوانیم

ادامه نوشته

تست فیزیولوژی

تست فیزیولوژی

تست: مرحله رپلاریزاسیون پتانسیل عمل باکدام یک از وقایع در ارتباط است؟ (سال 91 تأمین اجتماعی)

الف) ورود سدیم به سلول                                   

ب) خروج سدیم از سلول

ج) ورود پتاسیم به سلول                                                                       

 د) خروج پتاسیم از سلول

گزینه (د)

در مرحله رپلاریزاسیون:

در حدود یک ده هزارم ثانیه بعد از این که پتانسیل غشاء مثبت شد، کانال‌های پتاسیمی وابسته به ولتاژ باز شده و باعث خروج مقداری یون پتاسیم به خارج از سلول می‌شوند . این امر سبب می‌شود تا پتانسیل غشاء از مقدار حدود mV 35+ دوباره به مقدار mV90- که پتانسیل استراحت است برگردد.این مرحله رپلاریزاسیون نامیده می‌شود.

مرحله دپلاریزاسیون:

غشای فیبر عصبی در یک زمان خیلی کم از مقدار mV 90- به بالای صفر رسیده است. که دپلاریزاسیون نام دارد. در این مرحله غشای نورون به یون سدیم بسیار نفوذپذیر می گردد. این افزایش نفوذپذیری حاصل باز شدن کانال‌های ولتاژی سدیمی است.

یون‌های مثبت سدیم وارد سلول می‌شوند و پتانسیل استراحت غشاء را تا بالای صفر و حتی اعداد مثبت می‌رسانند و یک قله ایجاد می‌کنند که Overshoot نام دارد.

مرحله استراحت:

این مرحله همان پتانسیل استراحت غشاء است که در بسیاری از فیبرهای عصبی بزرگ حدود mV 90- است.

مجاورات  و محاذات آناتومیکی

مجاورات  و محاذات آناتومیکی

اطلس (1C)

نوک زائده ماستوئید

آکسیس (2C)

زاویه مندیبل

3C

بالای استخوان هایوئید (کنار فوقانی غضروف تیروئید)

4C

بریدگی غضروف تیروئید

5C

قسمت میانی غضروف تیروئید

6C

کنار تحتانی غضروف کریکوئید

کلیه‌‌ها

3L ـ10T

کرست ایلیاک

4L

ریشه خار اسکاپولا

3T

قدامی‌ترین نقطه ستون فقرات

12 T ـ 11T

زاویه جناغی

5T - 4T

بریدگی سوپرااسترنال

3T-2T یا 2T

سمفیزپوبیس

کوکسیس

تروکانتر بزرگ

کوکسیس

زائده خنجری

10T-1L (9T)

سطح ترانس پیلوریک

10T-1L

حاشیه تحتانی دنده

3L

انحنانی گردنی

2T-1C

انحنانی پشتی

12T-2T

انحنای کمری

5L-12T

زائده گزیفوئید از طرف خلف

12T

زائده گزیفوئید از طرف قدام

10T

حاشیه دنده ای، پائین ترین قسمت این حاشیه مربوط به دنده دهم می باشد.

3L

مانوبریم

4t-3t

اسکاپولا

7t-2t

زوایه تحتانی (اسکاپولا)

8t

خار خاصره‌ای خلفی ـ فوقانی (PSIS)

2S

خار خاصره‌ای قدامی فوقانی (ASIS)

4 L

خار کتف

3T

زاویه تحتانی خار کتف

7T

نوک پستان (Nipple)

چهارمین فضای بین دنده‌ای

سوراخ بزرگ سیاهرگ

زیرین (Vena caval hiatus)

8T

 

سوراخ مری

12T

سوراخ آئورت

12T

پستان

دنده دوم تا دنده ششم

ضربان نوک قلب

پنجمین فضای بین دنده‌ای

نای

6C

دو شاخه شدن نای

5T-4T

کارینا

5T-4T

مدیاستن فوقانی

4T-1T

مدیاستن تحتانی

12T-5T

رأس قلب (Apex)

پنجمین فضای بین دنده‌ای

مدیاستن در جلو

استرنوم

مدیاستن در عقب

12t

مدیاستن فوقانی در جلو

مانوبریوم استرنوم

مدیاستن فوقانی در عقب

4T-1T

مدیاستن تحتانی در جلو

بدنه استرنوم

مدیاستن تحتانی در عقب

12T-5T

مری

6 C (همسطح با کنار تحتانی غضروف کریکوئید)

ختم مری به معده

11T

مری دیافراگمی یا شکمی

10T

آئورت نزولی

5t/4t

بالاترین نقطه قوس آئورت

وسط مانوبریوم استرنوم 3T

آئورت سینه‌ای

4T-12T

تقسیم آئورت به دو شاخه

4L ®12T

اینفریور ونا کاوا (IVC)

8t

حلق

6C

حلق عبور از دیافراگم

10T

تکمه ایلیاک کرست

کنار فوقانی 5L

ناف

4L/3L

دهانه فوقانی یا سوراخ کاردیا (محلی که مری به معده منتهی می‌گردد)

11T

 

شروع رکتوم

3S

طحال

دنده‌های نهم، دهم، یازدهم

پانکراس

1L

ناف کلیه

زائده خاری 1L

 

منبع:

ضروریات رادیولوژی برای رادیوتکنولوژیست ها

 

استخوان اتموئیدال یا پرویزنی

استخوان اتموئیدال یا پرویزنی

 

 

 

 

بخش تشریحی

موقعیت تشریحی

اتموئید

 استخوان مکعبی شکلی که در قسمت قدامی کف کاسه سر، در زیر استخوان فرونتال، در جلوی استخوان اسفنوئید قرار دارد.

تیغه یا صفحه عمودی

Perpendicular plate

· تیغه استخوانی نازک و چهارگوشی که از سطح تحتانی صفحه غربالی عموداً به پایین آمده و قسمت فوقانی دیواره بینی Nasal septum را تشکیل می دهد.

ù کنار قدامیß خار بینی استخوان فرونتال و ستیغ استخوان های بینی

ù کنار خلفیß در بالا ستیغ اسفنوئید و در پایین با استخوان وومر

ù کنار تحتانیß عضروف تیغه بینی

 

صفحه غربالی

Cribriform plate

· بخش سوراخ سوراخ استخوان اتموئید است که در دو طرف کریستاگالی قرار گرفته است.

· با اشغال بریدگی اتموئیدال استخوان فرونتال، قسمتی از سقف حفره بینی را می سازد.

کریستاگالی یا زائده تاج خروسی

· برآمدگی سه گوش فوقانی استخوان اتموئید که در خط وسط صفحه غربالی، به درون حفره کرانیال قدامی برجسته شده است. این قسمت در بین دو صفحه غربالی قرار دارد.

· گاهی در ضخامت آن یک سلول هوایی اتموئیدال وجود دارد.

ù کنار خلفیß داس مغزی

ù کنار قدامیß استخوان فرونتال

زائده های بالی کریستاگالی

Ala of crista galli

دو بال کوچک کنارقدامی کریستاگالی که با فرورفتگی های مشابهی در استخوان فرونتال مفصل می شوند و سوراخ کور(فورامن سکوم) را می سازند.

ناودان بویایی

Olfactory groove

 

· در طرفین کریستاگالی، دو ناودان طولی بدین نام وجود دارد که شامل سوراخ های متعددی برای عبور رشته های عصب بوبایی هستند.

لابیرنت ها(توده های طرفی)

· حاوی تعدادی حفرات سلول هوایی با جدار نازک هستند که در بین دو سطح استخوانی عمودی قرار دارند.

· این حفرات در سه گروه قدامی، میانی، خلفی قرار گرفته اند.

· تقریبا شبیه مکعب نامنظم دارای شش سطح است.

سطح مدیال توده طرفی

· قسمتی از دیواره خارجی حفره بینی طرف خود را می سازد. و شامل تیغه نازک و زبری است که از صفحه غربالی به سمت پایین امتداد یافته و در پایین به لبه آزاد، خمیده ای به نام کونکای میانی بینی ختم می شود.

ù قسمت فوقانی سطح داخلیß دارای ناودان های عمودی است.(در اثر عبور شاخه های عصب بویایی بوجود آمده اند.)

ù قسمت خلفی سطح داخلیß شامل مه آتوس فوقانی بینی( شکاف  مایل قدامی- خلفی) است که از بالا توسط کونکای فوقانی بینی محدود می گردد. سلول های هوایی اتموئیدال خلفی به درون این مه آتوس باز می شوند.

کونکای میانی بینی

·  در پایین و جلوی مه آتوس فوقانی، قرار دارد و در تمامی طول سطح داخلی توده طرفی امتداد می یابد.

ù کنار تحتانیß آزاد و ضخیم است.

ù سطح خارجیß مقعر بوده و مه آتوس میانی را بوجود می آورد.

اتموئیدال بولا

· برآمدگی گردی بر روی دیواره خارجی حفره بینی است که در زیر کونکای میانی بینی قرار گرفته است.

· سلول های هوایی اتموئیدال میانی، این برآمدگی را در دیواره خارجی مه آتوس میانی بینی ایجاد می کنند.

· دهانه ورودی سلول های هوایی اتموئیدال میانی به درون مه آتوس میانی بینی یا در رأس اتموئیدال بولا قرار دارد یا بالاتر از آن.

اینفاندیبولوم

· گذرگاه عمیق انحناداری که از مه آتوس میانی به سمت بالا و جلو امتداد می یابد.

· سلول های هوائی اتموئیدال قدامی به داخل اینفاندیبولوم باز می شوند.

مجرای فرونتونازال

در 50 درصد جمجمه ها، اینفاندیبولوم در جهت بالا تا سینوس فرونتال ادامه دارد.

هیاتوس سمی لونار

· در ادامه اینفاندیبولوم، در زیر بولا اتموئیدال و بالای زائده قلابی به طرف عقب شکاف هلالی بدین نام قرار دارد که دهانه سسینوس ماگزیلاری به آن باز می شود.

· این قسمت به صورت شیاری در بخش اتموئیدی دیواره خارجی حفره بینی می باشد.

· به درون این قسمت، بخش های زیر باز می شوند:

ù در جلو و بالاß کانال فرونتونازال و سینوس های اتموئیدال قدامی

ù در پائین و عقبß سوراخ سینوس ماگزیلاری

ù در بین دو قسمت فوقß سوراخ های سلول های هوایی اتموئیدال میانی

ناحیه OMC

Osteomeatal complex

· در زیر کونکای میانی، جایی که دهانه سینوس های فرونتال، اتموئیدال و ماگزیلاری باز می شود این ناحیه قرار دارد.

· منابع گوش، حلق و بینی محدوده  OMC را در طرف مدیال کونکای میانی و طرف خارج لامینای اوربیتال اتموئید مشخص می کنند.

سطح خارجی توده طرفی

· یک صفحه صاف و چهار گوشی به نام صفحه اوربیتال(کاسه چشمی) که قسمت اعظم جدار داخلی اوربیت را می سازد.

این صفحه اوربیتالی با بخش های زیر مفصل می شود:

ù در بالاß صفحه اوربیتالی استخوان فرونتال

ù در پایینß ماگزیلا و زائده اوربیتالی استخوان پالاتین

ù در جلوß استخوان لکریمال

ù در عقبß با استخوان اسفنوئید

لامینا اوربیتالیس یا پاپیراسه

صفحه نازک و چهارگوشی که سطح خارجی توده طرفی را می سازد.

زائده قلابی

Uncinate process

 

·از صفحه اوربیتال این زائده به طرف پایین و عقب خارج می گردد.

· این زائده در جدار داخلی سینوس ماگزیلاری یا دهانه سینوس قرار می گیرد وبا زائده اتموئیدال کونکای تحتانی بینی مفصل می شود.

· کنار فوقانی این زائده آزاد بوده و حد داخلی هیاتوس سمی لونار را در مه آتوس میانی بینی محدود می کند.

سطح خلفی توده طرفی

· حاوی سلول های هوایی بزرگ و نامنظم و ناقصی است که با تنه اسفنوئید و زائده اربیتال استخوان پالاتین مفصل شده و به سلول های کاملی تبدیل می گردند.

سطح قدامی توده طرفی

با استخوان لکریمال و زائده فرونتال استخوان ماگزیلا مفصل می گردد.

سطح تحتانی توده طرفی

با ماگزیلا مفصل می شود.

سطح فوقانی توده طرفی

· شامل تعدادی سلول های هوایی باز است که در مجاورت سلول های باز دیگری که در لبه های شکاف اتموئیدال استخوان فرونتال وجود داشت قرار گرفته، به سلول های هوایی کامل تبدیل می گردند.

ناودان(کانال) های اتموئیدال قدامی و خلفی

بر روی سطح فوقانی توده های طرفی وجود دارند که با ناودان های مشابه استخوان فرونتال مفصل شده و مجاری اتموئیدال قدامی و خلفی را می سازند.

 

 

کونکای فوقانی بینی

 

· قسمتی از استخوان اتموئید که از دیواره فوقانی- خارجی حفره بینی به سمت داخل برجسته می شود.

· در زیر آن، مه آتوس فوقانی بینی و در بالای آن، بن بست اسفنوئیدال قرار گرفته است.

· سینوس اتموئیدال خلفی به مه آتوس فوقانی باز می شود.

کونکای میانی بینی

· قسمتی از استخوان اتموئید که از دیواره خارجی حفره بینی به سمت پایین و داخل برجسته می شود.

· در بالای آن، مه آتوس فوقانی بینی و در زیر آن، مه آتوس میانی قرار گرفته است.

· این کونکا، بر روی بولا اتموئیدالیس و هیاتوس سمی لوناریس قرار دارد.

سوراخ اتموئیدی قدامی

· سوراخی در دیواره داخلی اوربیت بین استخوان های اتموئید و فرونتال.

· از این سوراخ عروق و عصب اتموئیدال قدامی عبور می کنند.

 

سوراخ اتموئیدی خلفی

· سوراخی در دیواره داخلی اوربیت بین استخوان های اتموئید و فرونتال.

· از این سوراخ عروق و عصب اتموئیدال خلفی عبور می کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع:

ضروریات رادیولوژی برای رادیوتکنولوژیست ها

کارشناسی ارشد بیوتکنولوژی پزشکی

 کارشناسی ارشد بیوتکنولوژی پزشکی

در این جا قصد دارم منابع قابل دست یافتنی و فوق العاده مفید را برای ارشد این رشته معرفی کنم.

درس شیمی

- جزوه شیمی آلی: موسی بهری

- شیمی عمومی مورتیمر

 درس زیست شماسی سلولی و مولکولی

- کتاب ضروریات بیولوژی سلولی و مولکولی(لودیش- ژنوم ۳ و....)

- کتاب درسنامه بیولوژی مولکولی ( مجد و...)

درس میکروب شناسی پزشکی

- کتاب بانک سئوالات میکروب- بهری

- جزوه میکروب شناسی ویژه بیوتوکنولوژی پزشکی- دکتر کشفی

-کتاب میکروب شناسی دکتر کشفی

درس زبان انگیسی

- زبان برای کنکور انتشارات خسروی نشر دیباج

- مهارت های فراگیری زبان خسروی -اقتصادی انتشارات خسروی نشردیاج

 

 

آزمون تکنیک های پرتونگاری

 آزمون تکنیک های پرتونگاری

1. Cobeys View is for
a. tarsal bones
b. weight bearing AP ankle
c. intercondylar fossa
d. coronoid process of ulna

2. Eraso method is used to demonstrate
a. foramina ovale
b. foramen rotundum
c. jugular foramina.
d. bicipital groove

3. It is used for the routine lateral cervical spine
a. Ottonello method
b. Grandy method
c. Pawlow
d. Chausse III

4. Projection to demonstrate the TMJs in the open and closed
positions.
a. Wigby-taylor
b. Zanelli method
c. Butterfly method
d. Valdini method

5. It demonstrates the squamous portion of the occipital bone and
the foramen magnum.
a. Valdini
b. Coyle
c. Titterington
d. Dunlop method
منابع پاسخ دهی
سایت اول
سایت دوم

پراجکشن های مربوط به بیماری های ستون فقرات

پراجکشن های مربوط به بیماری های ستون فقرات

Projection

Diseases

Lateral

Lumbago

AP & Lateral

Torticolis

Lateral

Klippet –Feil syndrome

PA & AP

Scoliosis

Lateral

Kyphosis

PA & AP

Lumbarization

 

Schmoric nodes

Lateral

Spondylosis

Oblique

Spondylolisis

Lateral

Spondylolisthesis

Lateral

Lordosis

PA & AP

Spinabifida

Lateral

Metastasis

Lateral

Scheuermans Disease

PA & AP

Sacralization

AP

Ankylosing-spondilitis

Or

Marie strumpelis disease

Or

Bamboo spine

 

منبع:

ضروریات رادیولوژی برای رادیوتکنولوژیست ها

منابع دکتری بیوتکنولوژی پزشکی

منابع دکتری بیوتکنولوژی پزشکی

به اطلاع دانشجویان و داوطلبان عزیز می رساند دروس و سرفصل های آزمون دکتری

بیوتکنولوژی پزشکی در آخرین بازنگری وزارت بهداشت به شکل زیر تغییر کرد:

1) زیست شناسی سلولی- مولکولی با ضریب 5

منبع جامع:

ضروریات بیولوژی سلولی و مولکولی

2) ایمونولوژی با ضریب 2

3) بیوشیمی با ضریب 2

منبع جامع:

جزوه بیوشیمی دکتر جواد محمد نژاد

* بیوشیمی برای کنکور

* ضروریات بیوشیمی

4) بیوانفورماتیک با ضریب 1

منبع جامع:

*بیوانفورماتیک به زبان ساده

انتقال خطی انرژی LET

انتقال خطی انرژی ((Linear Energy Transfer = LET)

LET طبق تعریف عبارتست از:  مقدار انرژی انتقال داده شده در واحد طول مسیر پرتو که بر حسب  بیان می‌گردد.

LET ù هر ذره در ابتدا و انتها فرق می‌کند، زیرا وقتی که سرعت ذره بتدریج کم می‌شود LET زیاد می‌گردد و اگر بخواهیم LET یک ذره را به طور کلی بیان کنیم مقدار متوسط آن را در نظر می‌گیریم.

ù به پرتوهای با LET ( Low LET Radiation)  کم،  یونساز پراکنده (Sparsely Ionization)   و به پرتوهای با LET ( High LET Radiation) بالا،   یونساز متراکم (Densety Ionization) می گویند.

LET  در رادیوبیولوژی اهمیت ویژه‌ای دارد.:

m اگر پرتویی دارای LET بالا باشد( مثل آلفا)،  تراکم یونی آن زیاد است، یعنی یون‌های خیلی نزدیک به هم ایجاد می‌شوند. این مسئله سبب می‌شود به قسمت‌های حساس سلول و مولکول صدمه بزند زیرا چند آسیب مجاور هم ایجاد می‌کند.

m اگر LET پرتوی کم باشد ( مثل ایکس و گاما)، یونیزاسیون پراکنده و دور از هم اتفاق می‌افتد، فرصت ترمیم برای سلول بیشتر است و در نتیجه اثر بیولوژیکی کمتری را در بافت ایجاد می‌نماید.

 

 

عوامل بستگی LET

ضریب کیفی (QF)

رابطه مستقیم

سرعت ذره

رابطه عکس

تراکم یونی

رابطه مستقیم

یونیزاسیون

رابطه مستقیم

اثراکسیژن (OER)

رابطه مستقیم

اثربیولوژیکی نسبی (RBE)

رابطه مستقیم

مقایسه تشعشع های با LET زیاد و LET کم

LETکم

LET زیاد

یونسازی پراکنده

یونسازی متراکم

اندرکنش های تصادفی

واگذاری یکنواخت انرژی

تشعشع قابل نفوذ

نفوذ سطحی

خطر تابش گیری خارجی

خطر تابش گیری داخلی

آسیب  غیرمستقیم

آسیب مستقیم

پارگی یک رشته DNA

پارگی دو رشته DNA

غالباً ترمیم کامل

بسیار مستعد خطا

جهش نقطه ای

جهش تغییر قالب

زیر کشنده

به احتمال زیاد کشنده

وابسته به غلظت اکسیژن

عدم وابستگی به غلظت اکسیژن

حداکثر OER

حداقل OER

مثال: فوتون های ایکس

مثال: پاره های شکافت، ذرات باردار

 منبع:

ضروریات رادیولوژی برای رادیوتکنولوژیست ها

 

پاورپوینت های رادیوبیولوژی و حفاظت پرتوی

پاورپوینت های رادیوبیولوژی و حفاظت پرتوی

ذرات باردار سنگین جهت رادیوتراپی سرطان

انکولوژی تشعشع

رادیوبیولوژی قسمت دوم

حفاظت پرتوی در رادیوتراپی

منحی بقای سلول

پاورپوینت های رادیوبیولوژی و حفاظت پرتوی

پاورپوینت های رادیوبیولوژی و حفاظت پرتوی

ذرات باردار سنگین جهت رادیوتراپی سرطان

انکولوژی تشعشع

رادیوبیولوژی قسمت دوم

حفاظت پرتوی در رادیوتراپی

منحی بقای سلول

سایت های جالب و مفید رادیولوژی

سایت های جالب و مفید رادیولوژی

- سایت اول

-سایت دوم

- سایت سوم

- سایت چهارم

- سایت پنجم

- سایت ششم

- سایت هفتم

- سایت هشتم

 


سوالات رادیولوژی

سوالات رادیولوژی

سوال1:  اثر ادیسون(Eddison Effect) در رادیولوژی تشخیصی چیست و در کجا اتفاق می افتد؟

جواب: اثر ادیسون یا اثر ترمویونیک،تابش الکترون از اجسام داغ است و در فیلامان لامپ اشعه ایکس رخ می دهد. 

 

سوال2:  قربانیان رنتگن (Roentgen Martyrs)در رادیولوژی چه کسانی هستند؟ 

 جواب : متخصصینی که در ابتدای کشف تشعشع برای پی بردن به عوارض آن خود را در معرض تابش قرار می دادندوآثار ناشی از آن را بر روی بدن خود بررسی می کردند.این افراد پس از مدتی در نتیجه عوارض تابش. جان خود را از دست دادند.

 

 

سوال3:  تئوری Lee دررادیوبیولوژی چیست؟

  

جواب تئوری Lee دررادیوبیولوژی نام دیگر تئوری هدف است .این تئوری می گوید یک سلول متشکل از اهداف زیادی در مقابل تشعشع است .برای نابودی این سلول باید تمام یا اکثر هدفهای آن بوسیله تشعشع آسیب ببیند.

 

سوال 4: زیگماتوگرافی چیست و در چه سالی مورداستفاده قرار می گرفت؟ 

جواب:   زیگماتوگرافی نام قدیم mriبوده ودر سال۱۹۷۳آغاز شده است.

 

سوال5 : MMLCدر رادیوتراپی  چیست و در کجا استفاده می شود؟

جواب:  Micro Multi Leaf Colimator کولیماتوری است که میدانهای تابش به هر شکل دلخواه تولید کرده و در Conformal Radiotherapy استفاده می شود.

سوال6: اولین آنژیوگرافی بر روی انسان زنده در چه سالی و با چه ماده حاجبی انجام گرفت؟

جواب: در سال ۱۹۲۳ اولین ونوگرافی با استفاده از برمید استرنسیوم بر روی انسانی زنده انجام شد.

سوال7: چسب هسته ای(Nuclear Glue) چیست؟

جواب: چسب هسته ای عبارت است از مزونهای پی که به عنوان رابط بین نوترونها و پروتونها در هسته عمل می کنند.

سوال8:  Pirie's Method تکنیک تصویر برداری از کدام ناحیه می باشد؟

 جواب: این تکنیک مربوط به تصویربرداری از سینوسهای اسفنوئید به صورت transoral است .

سوال9: آرتیفکت الایزینگ چیست و در کدام روش تصویر برداری رخ می دهد؟

جواب: در سی تی اسکن وقتی معیار Nyquist به دلیل مقدار ناکافی از نمونه های در دسترس برای بازسازی تصویر برقرار نباشد ارتیفکت الایزینگ (مخطط) رخ می دهد.

سوال10: نمای مورد استفاده برای مشاهده پنجمین سوراخ مهره ای کمری در رادیولوژی تشخیصی کدام است؟

جواب: روش مورد استفاده روش کواکس می باشد.

 

سوال11: واژه PACS به چه معناست و اولین بار توسط چه کسی بکار برده شد؟

جواب :واژه PACS مخفف Picture Archiving and Communication System می باشد و برای اولین بار آقای دکتر آندره دورینکس از این کلمه استفاده کردند. 

 

استخوان مندیبل( فک تحتانی)

استخوان مندیبل( فک تحتانی)

* بزرگترین و محکمترین استخوان صورت و تنها استخوان متحرک جمجمه می باشد.

* شامل یک بخش افی به نام تنه و دوبخش عمودی به نام راموس (شاخه) می باشد.

* شاخ ها با تنه زاویه تقریباْ ۹۰ درجه می سازند.

تنه

بررسی سطح خارجی

* سمفیز منتی(چانه)

در خط وسط تنه لبه نامشخصی است که این لبه محل سمفیز چانه(منتی) می باشد.

* برآمدگی چانه ایmental protuberance

 درسال اول پس از تولد دو نیمه مجزای مندیبل در محل سمیفیز چانه ای بهم متصل می شوند و قسمت پایینی آن برجستگی مثلثی شکلی بدین نام ایجاد می کند.

* تکمه چانه ای mental tubercle

قاعده مثلث فوق در سمت پایین قرار داشته و در خط وسط فرو رفته و در طرفین برآمده می شود و تکمه را بوجود می آورد.

*سوراخ چانه ای mental formaen

پائینتر از دومین دندان آسیای کوچک( پرمولر یا همان دندان 5) در هر سمت این سوراخ وجود دارد که عروق و عصب منتال ازش عبور می کنند.

 *خط مایل oblique line

از هر منتال توبرکل)تکمه چانه ای( خطی به صورت مایل به سمت بالا و عقب می رود. که خط مایل نام دارد. که در امتداد  لبه قدامی شاخ مندیبل قرار می گیرد.

بررسی سطح داخلی

* خار چانه ای فوقانی Superior mental spine

این سطح تنه مقعر بود و در جلو در هر طرف دارای برجستگی استخوانی کوچک است به این دو برجستگی بالایی خار چانه ای فوقانی گفته می شود.

محل اتصال عضله جنیوگلوسوس geniogloss است.

* خار چانه ای تحتانی Inferior mental spine

درست در زیر برجستگی های فوقانی قرار دارند.

محل اتصال عضله جنیوهایوئید geniohyoid است.

* حفره دیگاستریک Digastric fossa

بر روی لبه تحتانی استخوان در هر طرف سیمفیز منتی فرورفتگی بیضی شکلی بدین نام وجود دارد.

* خط مایلوهایوئید Mylohyoid line

از خار چانه ای در دو طرف سیمفیز به سمت عقب امتداد می یابد. عضله مایلوهایوئید هم به ان قسمت اتصال می یابد که در رادیوگرافی دهان (فیلم پری آپیکال ) زیاد به درد می خورد. انتهای خلفی خط مایل در نزدیکی دندان عقل یا هشتم( سومین دندان آسیای بزرگ یا مولر) قرار دارد.

* حفره زیر زبانی یا ساب لینگوئال Sublingual fossa

بالاتر از خط مایل در جلو حفره صاف و مثلثی شکلی بدین نام وجود دارد که جایگاه غدده بزاقی زیرزبانی است.

*حفره تحت فکی یا ساب مندیبولار Submandiblar

پائین تر از خط ایل به سمت عقب، حفره بیضی شکلی بدین نام قرار دارد که محل عده زیرزبانی است.

 لبه فوقانی یا قسمت دندانی( آلوئولار) تنه مندیبل

این بخش از تنه دارای یکسری حفرات توخالی بوده که محل قرار گیری ۱۶ دندان تحتانی است. این حفرات توسط قسمت های استخوانی به نام دیواره بین آلوئولی از یکدیگر جدا می شوند.

عضله بوکسینیتور(شیپوری) به سطح خارجی برجستگی های دندان های آسیای بزرگ (مولر) فک پایین می چسبند.

 لبه تحتانی

* قاعده مندیبل

لبه تحتانی تنه مندیبل را می گویند که در جلو گردتر و ضخیم تر از عقب است. که در عقب در زاویه مندیبولار تمام می شود.

* زاویه مندیبل یا گونیون

محل برخورد کناره خلفی و تحتانی مندیبل است.  درست از همین نقطه راموس مندیبل به طور عمودی به طرف بالا صعود می کند.

شاخ(راموس) مندیبل

چهار ضلعی بوده دارای دو سطح + چهار کنار+ دو زائده( کورونوئید + کوندیلار) است.

  بررسی سطح داخلی

* سوراخ مندیبولار

تقریباْ در وسط سطح داخلی راموس است.

* زبانه  یا لینگولای مندیبل

در جلوی سوراخ مندیبولار لبه برجسته ای و جود دارد که در بالای آن خار یزی بدین قرار گرفته است.

لیگامان اسفنومندیبولار به این زبانه می چسبد.

* شیار مایلوهایوئید

از سوراخ مندیبولار شیاری  بدین نام به طور مورب به پائین و جلو امتداد می یابد.

حاوی عروق و عصب مایلوهایوئید است.

* کانال مندیبولار

از سوراخ مندیبولار به طور مایل به طرف پائین و جلو درون شاخ مندیبل امتداد می یابد.  که در زیر دومین دندان آسیای کوچک به سوراخ منتال ختم می شود.

 

کنار فوقانی شاخ مندیبل

این کنار نازک است و در جلوی ان زائده کورونوئید و در عقب زائده کوندیلار وجود دارند و در بین این دو زائیده بریدگی مندیبولار قرار گرفته است.

 * زائده کوندیلار

دارای یک قسمت مفصلی به نام سر است که یک سطح بیضی شکل دارد و با استخوان تمپورال در حفره مندیبولار مفصل تمپومندیبولار را می سازد.

* قسمت ژایین سر که باریک است گردن نام دارد. سطح خلفی گردن محدب بوده و سطح قدامی آن حاوی یک فرورفتگی به نام حفره کوچک تریگوئید می باشد.

 

 

 

منبع یک 

منبع دو

منبع سه


ادامه نوشته

لینک های مفید

لینک های مفید

*آیا محافظت پرتوی در رادیوگرافی دهان لازم و ضروری است؟

*تکنیک های رادیوگرافی دهان و دندان

 

نکات کلیدی مهره های گردنی

نکات کلیدی مهره های گردنی

-

 

First cervical vertebra, or atlas.

Second cervical vertebra, or epistropheus, from above.

Second cervical vertebra, epistropheus, or axis, from the side.

Seventh cervical vertebra.

A cervical vertebra.

Side view of a typical cervical vertebra.

 

 ورود به منبع آموزش رادیولوژی

ورود به منبع آموزش آناتومی

استخوان ران(فمور)

استخوان ران(فمور)

نکات کلیدی

انتهای فوقانی

* سر استخوان  فمور:

جهت: بالا- داخل- کمی به جلو

* فووه آی سر فمور:

فرورفتگی بیضی شکل روی سر فمور نزدیک مرکز.

* گردن فمور:

- ناحیه هرمی شکل که سر فمور  را با  زاویه ۱۲۵ درجه در بزرگسالان به تنه فمور وصل می کند.

- به سمت بالا و داخل و نسبت به تنه جلوتر.

* تروکانتر بزرگ:

- برآمدگی بزرگ چهار ضلعی و نامنظم که محل اتصال گردن و تنه فمور را مشخص می کند.

* تروکانتریک فوسا:

- سطح داخلی تروکانتر بزرگ و در قاعده آن فرورفتگی عمیق بدین نام وجود دارد.

* تروکانتریک کوچک:

- برآمدگی مخروطی شکل که از قاعده گردن فمور به سمت داخل و عقب برجسته می شود. (سطح خلفی -داخلی)

-موقعیت نسبت به گردن: پایین و داخل

* خط اینتر تروکانتریک:

در نمای قدامی انتهای فوقانی، از تروکانتر بزرگ به سمت تروکانتر کوچک بطور مایل امتداد می یابد.( در بین گردن و تنه فمور و در سطح قدامی قرار دارد.)

 * ستیغ اینترتروکانتریک:

لبه  برجسته ای در طول سطح خلفی انتهای فوقانی که از تروکانتری بزرگ تا تروکانتر کوچک در یک مسیر منحنی مورب امتداد می یابد. ( بین گردن و تنه در خلف استخوان)

 *تکمه چهار گوش Quadrate tubercle:

کمی بالاتر از ستیغ اینتر تروکانتریک.

تنه فمور

* لینه آ آسپیرا یا خط خشن:

لبه برجسته ای در نمای خلفی تنه فمور.

* گلوتئال توبروسیتی:

امتداد لبه خارجی خط خشن به سمت بالا تا قاعده تروکانتر بزرگ.

* تروکانتر سوم Third trochanter:

ندرتاً به روی گلوتئال توبروسیتی برجسته دیده می شود.

*خط مارپیچی یا اسپیرال لاین یا خط پکتینه آل : در امتداد لبه ی میانی خط خشن  تا قاعده تروکانتر کوچک ادامه یافته و محل اتصال عضله پکتینئوس می باشد.

*اداکتور توبرکل(تکمه):

- در ادامه لبه داخلی لینه آ آسپرا( خط خشن) می باشد.

- به آن تاندون عضله ی اداکتور مگنوس می چسبد.

- بالای کندیل داخلی واقع شده است.

*سطح رکبی Popliteal surface:

امتداد در لبه لینه آ آسپیرا در پایین که ناحیه مثلثی شکل است  و کف قسمت فقانی حفره رکبی را می سازد.

 انتهای تحتانی

حفره یا بریدگی اینترکوندیلار:

در خلف در بین کندیل های خارجی و داخلی فمور.

 

 

 

 

 

 

 

استخوان تیبیا(درشت نی)

استخوان تیبیا(درشت نی)

نکات کلیدی

نام دیگر:

Shin bone

انتهای فوقانی:

* دارای دو کندیل خارجی و داخلی است.

* سطح مفصلی فوقانی دارای دو رویه مفصلی صاف است:

+ مدیال: بیضی شکل و کمی مقعر

+ لترال:  گرد

* برآمدگی اینترکوندیلار eminence:

+ دربین رویه های مفصلی لترال و مدیال

+ به سمت عقب

* تکمه های اینترکوندیلار داخی و خارجی:

در هر طرف بر روی برآمدگی اینترکوندیلار.

* نواحی اینترکوندیلار قدامی و خلفی:

+در جلو و عقب برجستگی اینترکوندیلار

 + محل اتصال لیگامان های کروشیت) صلیبی( قدامی و خلی و منیسک ها.

* توبروسیتی تیبیا:

سطح قدامی انتهای فوقانی.

+ یک بخش پروگزیمال: گردو صاف

+ یک بخش دیستال: محل اتصال لیگامان پاتلار

* کندیل خارجی در عقب  دارای رویه مفصلی تخت و تقریباً ردی برای مفصل شدن با سر فیبولا.

تنه تیبیا

* خط نعلی( سولئال لاین) Soleal line

از سطح خلفی تنه بطور مایل از سمت رویه مفصلی مربوط به فیبولا شروع و تا کناره داخلی امتداد می یابد.

خط عمودی Vertical line:

در یک سوم میانی سطح خلفی از خط نعلی شروع و در بالا مشخصتر از پایین است.

انتهای تحتانی

سطح تحتانی:

چهار گوش و صاف:

+ مفصل شدن با تالوس

+ سمت داخل: قوزک داخلی

سطح لترال:

مثلثی شکل و دارای بریدگیفیبولار با انتهای تحتانی فیبولا مفصل می شود.

قوزک داخلی

+ سطح مدیال:

به سمت پایین امتداد می یابد تا زائده کوتاه هرمی شکل، قوزک داخلی را بسازد.

سطح لترال قوزک داخلی:

با استخوان تالوس مفصل می شود.

 

 

 

 

 

 

 

مفصل زانو

مفصل زانو


 

 

 

 

 

 

متاکارپال هاMetacarpals

متاکارپال ها

Metacarpals

 

- قاعده اولین استخوان متاکارپ فقط با متاکارپ دوم مفصل می شود.

- استخوان متاکارپ اول(انگشت شست)کوتاهتر از سایر استخوان هاست.

- بر روی سطح پالمار متاکارپ اول در قسمت سر، دو استخوان سزاموئید وجود دارد.

First Metacarpal Bone

- متاکارپ دوم، بلندترین استخوان کف دست است.

- متاکارپ دوم دارای قاعده بزرگتر از دیگر متاکارپ هاست.

- رویه های مفصلی متاکارپ دوم:

* لترال قاعده= تراپزیوم

* میانی(بزرگترین رویه مفصلی)= تراپزوئید

* مدیال= کپیتیت

Second Metacarpal Bone

- در نمای دورسال متاکارپ سوم، ر سمت خارجی قاعده، زائده استایلوئید وجود دارد که در قسمت بالا، به سمت عقب استخوان کپیتیت امتداد می یابد.

- قاعده متاکارپ سوم، فقط با استخوان کپیتیت مفصل می شود.

Third Metacarpal Bone

 

 - رویه های مفصلی متاکارپ چهارم:

* رویه مفصلی بزرگتر سمت مدیال= همیت

* رویه مفصلی کوچکتر سمت لترال= کپیتیت

Fourth Metacarpal Bone 

رویه مفصلی متاکارپ پنجم= استخوان همیت

 

 Fifth Metacarpal Bone

 

ادامه نوشته

آشنایی با تصاویر رادیوگرافی استخوان های کارپال

آشنایی با تصاویر رادیوگرافی استخوان های کارپال

نیمرخ

نمای ابلیک(ب) و رخ (آ)

 

نمای ابلیک

رجوع به تصاویر بیشتر۱

رجوع به تصاویر بیشتر2

ورود به تکنیک های پرتونگاری

 

 

 

استخوان های مچ دست یا کارپال(قسمت اول)

استخوان های مچ دست یا کارپال

 

این استخوان های در دو ردیف پروگزیمال و دیستال چیدمان شده اند و در کل ۸ عدد می باشند و شمارش انها از سمت رادیال (خارج) به سمت اولنار( داخل ) می باشد.

  ردیف پرگزیمال استخوان های کارپ به رنگ زرد

استخوانهای ردیف پروگزیمال یا  ردیف نزدیک به استخوان های ساعد(اولنا و رادیوس):

* اسکافوئید یا ناوی

- در سطح پالمار(کف دستی) دارای تکمه اسکافوئید است.

- دارای ۵ رویه مفصلی است:

+ پروگزیمال= استخوان رادیوس

+ دیستال:

* لترال= تراپزیوم

مدیال= تراپزوئید

+مدیال:

* بالایی= لونیت

* پایینی= کپیتیت

* لونیت یا هلالی

- دارای ۵ رویه مفصلی است.

+ پروگزیمال= رادیوس

+لترال= اسکافوئید

+مدیال= تری کوئترال

+دیستال= کپیتیت + همیت

 *تریکوئترال یا هرمی

+ پروگزیمال:

* مدیال= غیرمفصلی

* لترال= دیسک مفصل رادیواولنار تحتانی

+ دیستال= همیت

+ پالمار( کف دستی)= پیزیفورم

+لترال= لونیت

*پیزیفورم یا نخودی

- کوچکترین استخوان مچ دست است.

=سطح دورسال= تری کوئترال

 

 

 استخوانهای ردیف دیستال  یا ردیف نزدیک به استخوان های کف دست:

تراپزیوم(ذوزنقه ای)

+ سطح پروگزیمال= اسکافوئید

+ سطح دیستال= قاعده اولین استخوان متاکارپ

+سطح مدیال= تراپزوئید+ قاعده استخوان متاکارپ دوم

تراپزوئید(شبه ذوزنقه)

+ سطح پروگزیمال= اسکافوئید

+سطح دیستال= قاعدخ یا انتهای پروگزیمال متاکارپ دوم

+ سطح لترال= تراپزیوم

+ سطح مدیال= کپیتیت

 

 کپیتیت یا بزرگ

- بزرگترین استخوان کارپال میباشد.

+ سطح پروگزیمال= لونیت+ اسکافوئید

+ سطح دیستال= متاکارپ دوم+ سوم+ چهارم

+سطح لترال= تراپزوئید

+سطح مدیال= همیت

 استخوان همیت یا چنگگی

+سطح پروگزیمال= لونیت

+سطح دیستال= متاکارپ چهارم+ پنجم

+سطح پالمار= همولوس (زائده قلابی) در جهت پائین و داخل

+ سطح لترال= کپیتیت

+ سطح مدیال= تری کوئترال

+ سطح دورسال= پیزیفورم

ورود به منبع تصاویر اناتومی 

ضربه ها(قسمت دوم)

شکستگی لغزشی اپی فیز سر فمور

SCFE= Slipped capital femoral epiphysis

 

 

- از نوع تیپ یک سالتر-هاریس است.

- بیشتر در پسربچه های 10-15 سالگی دیده می شود که اضافه وزن دارند.

- درد هیپ و لگن و درد زانو شایعترین علامت است.

- ممکن است دو طرفه باشد.

- نماهای جانبی قورباغه ای (فراگ لگ) اغلب لغزش را بهتر از نماهای روبرو نمایش می دهند.

- آسیب نکروز  عروق و کوندرولزیس از عوارض این آسیب هستند.

Slipped capital femoral epiphysis on left-epiphysis has slipped

شکستگی چوب - ترکه ای Green- stick

 

 

- در تنه استخوان روی می دهند و سه نوع می باشند:

یک: کلاسیک

شکستگی در یک طرف استخوان و خمش در طرف دیگر.

ب: توروسbuckle=TORUS

برجسته شدن قشر استخوان در دو طرف یک برآمدگی در سط استخوانی که بایستی صاف و مرتب باشد پدید می آورد.

 

ج: Lead pipe

یک طرف استخوان برجسته و یک طرف ترک برداشته است.(به عبارتی، ترکیبی از شکستگی های گرین استیک و توروس)

**** شایعتر از همه نوع ب می باشد.