حجامت
در این پست از حجامت صحبت می کنیم که منبع این صحبت ها کتاب فوق العاده زیبا و پرمحتوا به نام مفرح القلوب اثر حکیم محمد اکبر شاه ارزانی مربوط به قرن ۱۲ می باشد.
در حجامت
و این دو گونه است: یکی آن که به شرط (با تیغ) بود و عام است که ناری باشد یا نه، دوم آن که بلاشرط( بدون تیغ) بود و این نیز بلا نار باشد و با نار. و هردو را به دو بحث ذکر کنم.
{ منظور از نار، حجامت گرم است}
بحث اندر حجامت مع الشرط( با تیغ)
وشرط « پاکی زدن» را گویند. و این بحث متضمن است بر دو فایده:
فایده. در احکام کلیه که تعلق به سن و وقت دارد.
بدانند همچنان که قبل از دو سالگی حجامت روا نداشته اند، بعد از شصت سالگی نیز منع از آن نموده اند. وجه اول ظاهر است که صبی( کودک) رضیع ( شیرخوار) را حاجت به اخراج دم( خون) کمتر است و عدم استقامت اعضا بر آن مانع تر، اما منع وجه ثانی آن است که بعد شصت سال که سن شیخوخت(پیری بعد از ۵۰ سالگی تا آخر عمر) شروع می شود، برودت (سردی) در مزاج استیلا( چیره- غالب) می کند. و غلظت در دم پدید می آید( افزایش غلظت خون). و رقت قلت می پذیرد.( کمی رقیقی خون) و معلوم است که حجامت بر تنمی آرد مگر خون رقیق را.
پس وقوع آن در این سن لامحاله ( ناچار) مزید غلظت و محیر ( تغییر دهنده) طبیعت و محدث (ایجاد - عامل - سبب) یبوست جلد( خشکی پوست) می گردد. و اخراج دم مقصود صورت نمی بنددُ به خلاف فصد که تا آخر عمر به آن رخصت(اجازه) است به شرط قوت. زیرا که تنقیه آن عام است مر (مگر) خون رقیق و خون غلیظ را، لیکن قبل از دوازده سالگی و عندالبعض ( به عقیده برخی ها) پیش از چهارده سالگی فصد جایز نیست. بهر آن که (بدلیل این که) مقصود از فصد اخراج دم کثیر( خون زیاد) است و در این سن، خروج دم کثیر مانع نمو خواد شد. و ایضاْ، تنقیه فصد شامل است اعضای رئیسه( قلب، مغز و کبد( در مواردی تخمدان ها و بیضه ها)..) را نیز و نکابت(گزند- آسیب) تنقیه، و محافظت این اعضا در این سن واجب تر. لهذاُ بعد دو سال تا مضی ( تمام شدن) چهارده سال اقتصار( اکتفا کردن) بر حجامت و علق(زالو) مستحسن( خوب) دانسته اند. بل(بلکه) واجب تا حصول مدعا بی آفت باشد.
و بدانند که منع حجامت بعد شصت سال و منع فصد قبل از چهارده سال، مقید به عدم ضرورت است، و الا عند حاجت( موقع نیاز) قوی که مباشرت آن لازم باشد توان به کار بست.(می تواند انجام بگیرد).
وقت حجامت
و دریابند که اول ماه و آخر ماه، حجامت منع است. بهر آن که( به خاطر ان که) در این ایام اخلاط ساکن می باشد و به باطن راجع. چه ( چون)، ثابت شده که ازدیاد و کثرت حرکت رطوبات عالم به تاثیر زیادتی نور قمر (ماه ) است. پس، جهت حجامت وسط ماه محمود( ستودنی) است. خاصه در اول نصف ثانی( نیمه ماه قمری) که تاریخ شانزدهم و هفدم باشد. چه(چون)، متحقق گشته که رطوبات و اخلاط بدن نیز حسب ازدیاد نور قمر افزون می گردند و بالضرور، به ظاهر تن می گرایند و در وسط حقیقی که چهاردهم و ژانزدهم است به کمال غلبه می رسند، پس متوجه به باطن می شوند. و از ان که اخلاط صالحه- بنابر لطافت- سهل الحرکتند، زودتر میل به باطن می نمایند و اخلاط فاسده- بنابر غلظت- بدان سرعت حرکت نمی کنند. پس ظاهر است که اگر وضع محاجم(انجام حجامت) در شانزدهم و هفدهم اتفاق افتد، خون فاسد برون آید. و هو المطلوب.